العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

143

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

ضعف ايمان و وسوسهء درونى نسبت به خدا و رازقيت خدا با اينكه به آمال و آرزوى خود قطعا نخواهد رسيد ، همچنان كه در حديث است ( كسى كه مردم را بوسيلهء گناه و خشم خدا بخواهد راضى و خشنود كند خدا بر او خشم گرفته و مردم را هم بر او خشمگين مى - نمايد ) و لا يلومهم على ما لم يؤته اللَّه يعنى اگر از طرف مردم صله و جائزه و مالى به او نرسيد مردم را ملامت و نكوهش نكند چون كسى كه داراى يقين شد ميداند كه اين مال و جائزه براى او مقدر نشده و خدا اين رزق و روزى را چون صلاحش نبوده به او نداده و يا در دست اين شخص مورد توقع او قرار نداده شايد از راه ديگرى كه اصلا در نظر او نيست برساند بنا بر اين هيچ كس را نبايد ملامت و سرزنش نمايد چون نظرش فقط به مسبب الاسباب و بخداى سبب ساز است نه به اسباب و وسائل و مسلم هيچ اعتراض و ايرادى بر خدا ندارد و اگر نكوهش كند همين نكوهش يك نحوه شركى را در بر دارد از اين جهت كه مردم را رازق و بخشنده ميداند و سخط و كراهتى را نسبت به تقديرات الهى متضمن است و البته اهل يقين از اين دو صفت منزه است بنا بر اين ضمير يؤته راجع به مسلمان اهل يقين و ضميرى كه به ماء موصول بايد رجوع شود حذف شده كه ايّاه باشد . و گفته شده احتمال دارد معناى اين جمله اين باشد كه هيچ كس را به فقر و نداشتن چيزى كه خدا به آنها نداده ملامت نكرده و زخم زبان نميزند چون خداى حكيم هر كس را به نحوى خلق كرده و هر فردى روش خاص خلقتش براى او سهل و آسان است بنا بر اين معنا اين جمله از حديث مانند حديث ديگر مىشود كه فرموده : ( اگر مردم كيفيت خلقت و اختلاف آفرينش افراد بشر را ميدانستند كسى كسى را ملامت و سرزنش نميكرد ) البته اين معنا از نظر جملهء بعدى كه علت مطلب است بعيد به نظر ميرسد كه در مقام علت ميفرمايد ( فانّ الرّزق لا يسوقه حرص حريص ) يعنى رزقى كه براى انسان مقدر شده رسيدنش احتياج به حرص و ولع ندارد همان كوشش مختصر و انجام وظيفه‌اى كه خدا دستور داده كافى است و اگر كسى هم از لحاظ كم بودن و ناچيز شمردن اين مقدار و يا از لحاظ زهد و پشت پا زدن به دنيا احساس كراهت و بىميلى نمايد و يا كسى از لحاظ حسد و رشك بخواهد مانع رسيدن آن شود نميتواند او را باز گرداند و اين معانى براى جمله و لا يردّه كراهة كاره گر چه احتمال دارد ولى مؤيّد معناى اول جمله بعدى است كه فرمود و اگر بخواهد كسى از روزى خود فرار كند بالاخره روزى او مانند مرگش حتما به او خواهد رسيد . و اين حديث دلالت دارد بر اينكه رزق انسان از طرف خدا مقدر شده و قطعا خواهد رسيد . و در اينجا در باره دو مطلب بحث است : اول اينكه لفظ رزق آيا شامل حرام هم مىشود يا نه ؟ به اين معنا كه اگر انسان از طريق حرام و غير مشروع تأمين هزينه و ما يحتاج